یزدفردا: دو فقره خبر بدجوری آلارم خطر برای پرده نشینان به صدا درآورد یکی بازخورد خبر ارتحال تنی چند از علما و دیگری سفر خرید خانواده یکی از سرداران سیاسی حکومت در ماه رمضان در حجم کرکننده ولی ریایی شعار مقاومت و حمایت از تولید داخلی که گویای انفجار بغضی است که اگر در خیابان بروز می یافت لباس رسمی ها و لباس شخصی ها (گاز انبری) حمله و بغض داران را (لوله) می کردند

فاعتبروا
خواب ها گران شده یا شکمهای مملو از مال حرام یا مغزهای خشکیده در عین خلوص، چشم ها را سخت بسته یا به قول قران بر آن (مهر) زده است.

نه مرگ امر غیرطبیعی است که اگر مملکت ویرانه شده، شوربختانه قبرستانها آباد و لاکچری گشته است و برای قشر برخوردار سفر فرنگ که روزی خاص خاندان (جلیل سلطنت) بود دیگر امری شگرف نیست و آنروز یک خاندان سلطنتی و امروز ده ها غنی تر از آن یک دارین.

جناب سردار دکتر قالی باف!
دیشب فکر کنم اگر اندکی از آن همه اخلاص شبهای سنگر باقی مانده باشد باید از آخرین فرصتها استفاده کرده باشی و الهی العفو و الغوث ته دلی گفته باشی و بعد کمی اندیشه پیرامون اینکه در این سه دهه چه آبروها و خون ها که به ناحق ریخته شد و چه دلها که شکست و اشکها جاری و بغض بربغض حرمان برحرمان انباشته گشت تا تو برصدر و دیگری بر تخت اجرا و کرسی قضا و عده ای خاص مالک ملک شوند.

شاید حال آنانکه کف خیابان یا در اتاق های فکر به امر شما و یاران (گاز انبری حمله و لوله) شدند را درک کرده باشی و شاید هم چنان از باده قدرت مست که این حجم عظیم خشم و سرور رسوایی را به یک لنگه ابرو! هم حساب نکرده باشی.

علمای پیشین قبل از حکومتی شدن معتقد بودند (قساوت دل و ابهت پست از امراض دل است)

اما نفس انقلاب و دما الشهدا، آه مظلومان و خشت خشت فتاده براین خاک پاک که از خون دلاوران عجین است (پالایشگاهی) است که سره از ناسره جدا می کند.
و باز همگان و خودم
الهی العفو
جواب و چرایی سطر اول نوشته ام را از لسان الغیب می گیرم
در میخانه ببستند خدایا مپسند
که در خانه تزویر وریا بگشایند
محمدعلی وزیری

  • نویسنده : یزدفردا
  • منبع خبر : خبرگزاری فردا